تبلیغات
اخبار سریال های روز جهان - بررسی قسمت نهم فصل 6 سریال GAME OF THRONE
 
اخبار سریال های روز جهان
بهترین اخبار بهترین سریال
شنبه 15 آبان 1395 :: نویسنده : مسعود مستاجران       

***این مطلب حاوی اسپویلر میباشد، اگر هنوز قسمت نهم، فصل ششم این سریال را ندیده اید، از خواندن ادامه مطلب و کامنت ها خود داری کنید ***

خب فکر کنم تمام کسانی که از دو قسمت قبلی این فصل ناراضی بودند با دیدن این قسمت راضی شده باشند! همانطور که پیش بینی کرده بودیم قستمی بزرگ، پر خرج و با شکوه بود. بیشترین امتیاز را باید به کارگردان این قسمت Miguel Sapochnik داد که فصل قبل نیز قسمت Hardhome را کارگردانی کرده بود و با این قسمت ثابت کرد که او یکی از بهترین کارگردان های اکشن در تلویزیون است.

تقریباً 99 درصد وقایعی که در این قسمت اتفاق افتاد قابل پیش بینی و بعضاً کلیشه ای بودند اما این مورد آزار دهنده نبود چون به زیبایی به تصویر کشیده شده بودند.

این قسمت با نشان دادن جنگ در Mereen شروع میشود و دنریس را می بینیم که توسط تیریون آرام میشود و دست به دیوانگی نمیزند! در نقد های قبلی در این مورد صحبت کرده بودیم، اینکه دنریس به نظر میرسد استعداد پدر اش را دارد و تیریون الآن جای خوبی است و میتواند به او مشاوره دهد و جلوی اش را بگیرد. مشاوره خوبی هم میدهد و علاوه بر اینکه اژدهایان دنریس و لشگر دوتراکی اش ترتیب این اربابان و لشگرشان را میدهند، با زنده نگه داشتن یکی از اربابان در حالیکه همانجا از طرف دیگر دوستان اش به او خیانت شده بود، آن ارباب و سرزمین های دیگر را تحت فرمان خود در میاورند.

با این حال به نظرم اگر این قسمت اصلاً دنریس و داستان Mereen را نشان نمیداد و فقط به جنگ واقع در شمال میپرداخت خیلی بهتر میبود. اولاً مثلاً با قرار دادن صحنه های Mereen از این قسمت در قسمت قبل، از خسته کنندگی قسمت قبل کم میشد و همچنین باعث شکوه بیشتر جنگ شمال در این قسمت میشد. با این حال صحنه کشته شدن دو ارباب به طور همزمان توسط Grey Worm بسیار با شکوه و به قولی خفن بود!

GOT_609_dragons.0

حال به سمت شمال برویم و بپردازیم به جنگ حرامزاده ها.

از بسیاری جهات Ramsay Bolton خود Game of Thrones است! کریه و زننده، خشن و بی رحم و تمایل به کشتن هر کس در هر زمان! مثل این میماند که قلب داستان تبدیل به یک شخصیت شده باشد و به سمت شمال حرکت کند.

البته این قسمت بیشتر در مورد قدرت خانم های سریال بود. از اتحاد یارا و دنریس گرفته تا سانسا با دیالوگ های جالب و به جا و تاثیر اعمال اش. یکی از بهترین سکانس های سانسا همانجا بود که به رمزی گفت: ” لرد بولتون تو فردا خواهی مرد. خوب بخوابی” که تاثیر اش از زرنگی جان اسنو در مورد پیشنهاد جنگ تن به تن به رمزی بیشتر بود. همچنین در زمانیکه جان به کمک یاران اش استراتژی جنگ را پیاده و تمرین میکردند سانسا سکوت اش را حفظ کرد و پس از اینکه همه بیرون رفتند به برادر اش توپید و از عصبانیت و ناراحتی اش در مورد اینکه هیچکس نظر او را نپرسید در حالیکه او بیشتر از همه رمزی را میشناخت گفت. در آخر نیز که جان به او قول داد که نمیگذارد دیگر آسیبی به او برسد، جمله تاثیرگذار دیگری گفت: “تو نمیتونی از من محافظ کنی، هیچکس نمیتواند از هیچکس محافظت کند.” و خاطر نشان کرد که اگر قرار باشد کسی از او محافظت کند این خود اوست.

game-of-thrones.6.9.897000.63

در سکانس بعدی صحبت های بامزه و جالب بین Davos و Tormund را قبل از شروع جنگ داشتیم و در انتهای آن داوس با پیدا کردن اسباب بازی شیرین از میان چوب های سوخته متوجه کاری که بانوی قرمز با شیرین کرد شد. (صحنه ای از قسمت بعد را که سر داوس ملیسندرا را با جان روبرو میکند و از او میخواهد که بگوید که با شیرین چکار کرده است را میتوانید همین الآن در کانال تلگرام ما مشاهده کنید) اما قبل از اینکه در اینجا امان برای عکس العملی داشته باشد با نمایان شدن طلوع زیبای آفتاب اعلان جنگ شد.

شاید اگر ما نمیدانستیم که Rickon اسیر رمزی هست، صحنه آمدن رمزی به کارزار شوکه کننده تر و تاثیر گذار تر میبود اما با این حال فیلمبرداری زیبا به این سکانس ها شکوه مناسب بخشیده بود. همانطور که انتظار میرفت رمزی حقه ای در آستین اش داشت و همان کاری را کرد که سانسا پیش بینی میکرد. Rickon را بین دو لشگر رها کرد و جان اسنو را مجبور کرد که از خط مقدم بیرون بیاید و خود را در معرض لشگر دشمن قرار دهد، با اینکه خود او شب قبل میگفت که باید اول منتظر حمله رمزی باشیم و سانسا هم کلی به او هشدار داده بود. البته خیلی هم نمیشود جان را سرزنش کرد شما هم اگر بودید شاید بدنبال برادرتان و نجات جان اش میدویدید و این نشان میدهد که شاید سانسا رهبر بهتری نسبت به جان باشد. او همان شب قبل به جان گفته بود که Rickon سرنوشت اش رقم خورده است و در هر صورت خواهد مرد.

رمزی پس از باز کردن دستان Rickon به او گفت که آیا میخواهد یک بازی کوچک انجام دهند؟ همه ما میدانیم که بازی های رمزی فقط از دید خود رمزی سرگرم کننده اند. او به Rickon گفت که به سمت برادراش بدود و این استارک جوان همینکار را کرد، منتهی به عقل اش نرسید که حداقل زیگزاگ برود و کار را برای رمزی سخت کند و کارگردان با فیلمبرداری هوشمندانه این صحنه بیننده را بر این باور نگه داشت که آخرین تیر رمزی خطا رفت و Rickon در آخرین لحظه توسط جان نجات پیدا میکند که ناگهان تیری از پشت به سینه Rickon بیچاره فرو میرود و او را میکشد. (در کل جنگ شاید شما هم منتظر بودید که ببینید با توجه به اینکه رمزی آخرین استارک مرد واقعی را جلوی اربابان شمال که به او پیوسته بودند کشت، یا جلوتر موقعی که دستور انداختن تیر بر روی خودی و غیر خودی میداد اربابان شمال بر ضد او شورش کنند اما بخاری از آنها بلند نشد.)

Game_of_Thrones_season_6_episode_9___as_it_happened

و سپس جنگ شروع میشود.

جان با دیدن صنحه مرگ برادر اش قلیان از احساسات میشود و به سوی لشگر رمزی به تنهایی حمله میکند. از این پس تک تک سکانس ها دیدنی و با شکوه فیلمبرداری شدند و شروع آن با برخورد لشگر جان با لشگر رمزی در آخرین لحظه است. همه ما منتظر این بودیم که در آخرین لحظه یا معجزه ای رخ دهد یا قدرتی از جان ببینیم که تا بحال ندیده ایم در غیر اینصورت تکه پاره خواهد شد که ناگهان یاران اش در سکانسی زیبا به کمک اش میایند.

تنها صحنه های جنگ این قسمت 25 روز فیلمبرداری، 500 نفر سیاهی لشگر، 600 خدمه و 70 اسب را شامل میشد و نتیجه آن یکی از اعظیم ترین و با شکوه ترین صحنه های نبرد در تلویزیون (حتی در سینما) بود. البته جلوه های گرافیکی ویژه هم دخیل بودند اما همه چیز طبیعی و بزرگ نشان داده شد و کارگردان به کمک فیلمبردار سکانس های زیبایی گرفته بود. سکانس هایی نظیر دویدن اسب ها در کنار هم، کوه های متشکل از اجساد سربازان، بارش تیر های کمان، محاصره لشگر جان توسط دیوار سپر و نیزه رمزی به سبک رمی ها و… به طوریکه نفس را در سینه تماشگر حبس میکرد.

formation.0

و خب همانطور که در بالا به حضور پر رنگ و تاثیرگذار سانسا اشاره کردیم تمام اینها به حضور لحظه آخر سانسا با لشگر Little Finger ختم شد و موجب شکست لشگر رمزی و فرار اش به سوی قلعه شد. که به احتمال زیاد لرد بیلیش یا همان Little Finger به ازای این کارش از سانسا میخواهد که با او ازدواج کند و لرد یا ارباب وینترفل شود، که اگر اتفاق بیافتد ارتش بزرگی هم در اختیار خواهد داشت و برای خود اش قدرتی محسوب خواهد شد.

در اینجا جان به کمک تورموند و Wun Wun به دنبال رمزی رفتند و Wun Wun درب قلعه را شکاند و قلعه را تصرف کردند. حیف آخرین غول دنیای Game of Thrones در اینجا کشته شد. البته مرگ اش برای شخصیتی که دیالوگ خاصی در سریال نداشت با شکوه بود، او با تمام وجود در راه پیروزی یاران اش جنگید و با تیری از سوی رمزی در چشمان اش مرد.

game-of-thrones-season-6-episode-9-ss06

در صحنه زیبایی دیگر جان به سمت رمزی میرود تا به قول نبرد تن به تن اش با او عمل کند، تیر های رمزی را یکی یکی با سپر دفاع میکند و در لحظه رسیدن به او با مشت به جان اش میافتد که در آخرین لحظه با دیدن خواهر اش دست از زدن و کشتن او برمیدارد تا لذت انتقام را برای خواهر اش نگه دارد.

بعد از مدت ها دیدن آویزان شدن پرچم استارک ها بر دیوار قلعه و پیروزی آن ها حس خوبی به بیننده منتقل میکند.

سانسا در آخر بهترین مجازات را برای رمزی انتخاب میکند و او را به خورد سگ های وحشی خود اش میدهد و میگوید: “خاندان ات محو خواهند شد، نام ات محو خواهد شد، خاطره ات محو خواهد شد.” و با لبخند رمزی را در حالیکه توسط سگ های وحشی پاره پاره میشود ترک میگوید.

game-of-thrones-season-6-episode-9-ss01

واقعاً خنده دار است که شبکه HBO بازیگر نقش تیریون Peter Dinklage را برای Emmy امسال ثبت کرده است، در حالیکه این بازیگر بی نظیر و توانا چیز خاصی برای نشان دادن توانایی اش در این فصل نداشت. البته با توجه به این قسمت انتظار میرود که Game of Thrones همه جایزه های تکنیکی را ببرد. پارسال که با توجه به همین مورد رکورد بیشترین Emmy برده شده توسط یک سریال در یک سال را زد.

Game of Thrones بهترین سریال تاریخ تلویزیون نیست اما بهترین لحظات و سکانس ها را در تاریخ سریالهای تلویزیونی دارد و این قسمت مثال خوبی از آن بود.

یکی از بهترین لحظات این قسمت زمانی بود که جان در حال خفه شدن و مردن در زیر اجساد بود. در این نبرد جان به جای اینکه از فرا رسیدن مرگ اش شوکه زده و متعجب شود به سوی اش میدود و هنگامی که در انتها در زیر مرده ها در حال له شدن و فرو رفتن است، راهش را به سوی هوا و نور باز میکند و از بین مرده ها بیرون میاید. اینبار دیگر او نیاز به ملیسندرا برای نجات یافتن ندارد.

jongasp

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 12:57 ب.ظ
What a information of un-ambiguity and preserveness of precious know-how regarding unexpected feelings.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:51 ب.ظ
What i don't realize is actually how you're now not really much more neatly-favored than you might be now.
You are very intelligent. You recognize therefore considerably
relating to this matter, produced me for my part imagine it from so many varied angles.
Its like men and women don't seem to be fascinated until it's something to do with Girl gaga!

Your individual stuffs nice. All the time maintain it up!
جمعه 25 فروردین 1396 06:12 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to
get there! Appreciate it
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

این سریال به منظور اطلاع رسانی اخرین اخبار سریال های روز جهان در معرض دید شما عزیزان قرار گرفته است باشد که بهترین اخبار را به شما عزیزان ارائه دهیم
مدیر وبلاگ : مسعود مستاجران
جستجو